روزها :
چكيده
روابط اقتصادي ميان اشخاص در جامعه و ارتكاب جرم ميتواند موجد دين گردد. محكوميت مالي گاه عنوان مجازات دارد كه دولت به عنوان داين بايد نسبت به اخذ آن اقدام كند و گاه داراي ماهيت حقوقي است كه بر اساس منشأ ايجاد كننده آن (ارتكاب جرم يا روابط صرفاً حقوقي) قابل تفكيك است. قانون نحوه اجراي محكوميتهاي مالي مصوب 1351 بازداشت مديون را نسبت به هر سه نوع بدهكاري مقرر داشت و يك سال و اندي پس از آن با تصويب قانون منع توقيف اشخاص در قبال تخلف از انجام تعهدات و الزامات مالي، ممنوعيت بازداشت افراد بدهكار كه بدهي آنها عنوان جزاي نقدي ندارد، مورد توجه مقنن قرار گرفت. پس از آن با تصويب قانون تعزيرات در سال 1362، بازداشت مديوني كه منشأ محكوميت مالي او ارتكاب جرم بوده و ملزم به جبران ضرر و زيان ناشي از جرم گرديده است، در ماده 139 قانون فوق در نظر گرفته شد و ماده 696 قانون مجازات اسلامي مصوب 1370 نيز آن را تأييد نمود. از سوي ديگر بازداشت مديوني كه محكوميت مالي او داراي منشأ صرفاً حقوقي است همچنان وفق قانون سال 1352 ممكن نبود و تنها ضمانت اجراي قابل اعمال در خصوص وي، توقيف و فروش اموال او با رعايت مستثنيات دين بود.
مقنن ايران در سال 1377 با رويكردي مجدد به آنچه كه ساليان پيش آزموده بود، امتناع از پرداخت بدهي را كه داراي منشأ حقوقي است، جرم شناخت و مجازات آن را بازداشت تا زمان تأديه دين و يا اثبات اعسار توسط مديون قرار دارد.
كليد واژه:
بدهكار ، بازداشت، اعسار، جزاي نقدي ، محكوميت مالي
مقدمه
از آن زمان كه انسان به زندگي اجتماعي رويآورد، همزيستي و معاضدت با همنوع خويش را آزمود. گوناگوني و پيچيدگي ماهيت «انسان»به عنوان اشرف مخلوقات بالتبع گوناگوني و تنوع روابط فيما بين او با همنوع خويش را به دنبال داشت و از آنجا كه انسان موجودي نفع طلب است و قبل از اقدام به هر فعلي، به سنجش سود و ضرر حاصل از آن فعل برميخيزد و با توجه به اينكه يكي از انواع مهم منفعت، در بعد مادي آن نهفته است لذا رابطه اقتصادي ميان انسانها در جوامع گذشته و جامعه امروزي يكي از شايعترين روابط موجود است. از طرفي روابط اقتصادي ميتواند به ايجاد دين و خلق داين و مديون منجر شود. «دين تعهدي است كه بر ذمه شخصي به نفع كسي وجود دارد و از حيث انتساب آن به بستانكار (داين)، طلب ناميده ميشود و از حيث نسبتي كه با بدهكار (مديون) دارد، دين (يا بدهي) نام دارد.» (جعفري لنگرودي، ترمينولوژي حقوق، ص 316، شماره 2529) رابطه دين و قرض رابطه عموم و خصوص مطلق است بدين معنا كه هر قرضي نوعي دين ميباشد اما چه بسيار ديوني كه قرض نيستند.
از آنجا كه انسان در پي حصول نفع بيشتر گاه به دليل آز و طمع در صدد عدم اداي دين خويش به معناي خاص بر ميآيد و گاهي نيز به علت وقوع اشتباه و اختلاف ميان طرفين رابطة قرض، در اصل وجودي قرض يا ميزان آن، از تأديه قرض خويش خودداري مينمايد و با توجه به اينكه دادگستري در مقام فاصل خصومت ميان افرد موظف به رسيدگي به اختلاف و بالتبع صدور حكم و اجراي آن ميباشد، لذا در جهت اجراي حكم مبني بر پرداخت بدهي بايد كه ضمانتهاي اجرايي محكم، قابل اطمينان و قابل اجرا در دسترس داشته باشد. يكي از ضمانتهاي اجرايي بديهي در اين خصوص توقيف اموال محكوم عليه و فروش آن در جهت تأمين قرض است. قانون اجراي احكام مدني مصوب 1356 به تدوين مقررات مربوط به چگونگي لازم الاجرا شدن احكام، توقيف اموال منقول و غير منقول، فروش اموال از طريق مزايده و تأمين محكوم به از محل فروش اموال متعلق به محكوم عليه و تشريفات لازم الرعايه در اين جهت پرداخته است. بازداشت بدهكار نيز يكي ديگر از ضمانتهاي اجرايي است كه مقنن به دفعات متعدد و به طرق مختلف به آن روي آورده و هر بار نيز اين اقدام مورد هجوم افكار مخالف قرار گرفته است. قبح بازداشت بدهكار در افكار عموم و جا افتادگي اين انديشه در اذهان، كه زندان مخصوص مجرمين است و بدهكار مجرم نيست و انباشتگي زندانهاي كشور دلايلي است كه مخالفان به آن استناد نمودهاند.
آنچه در اين نوشتار ميخوانيد تحولات قوانين ايران در رابطه با بازداشت بدهكار، تشريح اين قوانين و بالاخره نقد ماهيتي و اجرايي قانون نحوه اجراي محكوميتهاي مالي مصوب 1377 است.
انواع محكوميت مالي و مبناي آن :
مبناي وجودي بدهي، طلب و بطور كلي محكوميت مالي دو چيز است:
1- ارتكاب فعل مجرمانه؛ 2ـ مسؤوليت مدني كه خود به دو نوع قراردادي و قهري تقسيم ميگردد.
1ـ ارتكاب جرم:
جبران خسارت از مباحث مربوط به مسؤوليت مدني است كه تحقق آن منوط به اثبات تقصير است. ضرر و زيان ناشي از جرم عبارت است از «زياني كه از عمل مجرمانه شخصي بر ديگري (مجني عليه و يا ورثه و كسان او) وارد ميگردد.» (مهدوي، ضرر و زيان ناشي از جرم، مجله كانون وكلا، شماره 83، ص 2) و شرايط مطالبه آن عبارتند از :
1. وقوع جرم؛ 2. ورود خسارت قطعي و مسلم؛ 3. وجود رابطه سببيت ميان وقوع جرم و خسارت وارده.
بنابراين چنانچه خسارت، ناشي از فعل و ترك فعلي باشد كه به موجب مقررات جزايي داراي وصف كيفري بوده است و براي آن مجازات در نظر گرفته شود و خسارت فوق احتمالي نباشد و از طرفي ضرر و زيان معلول جرم باشد، چنين خسارتي قابل مطالبه است. در خصوص شرط احتمالي نبودن خسارت شايان ذكر است كه تقويم و احراز خسارتهاي مربوط به گذشته كار چندان مشكلي نيست و دادگاه رأساً با بررسي اسناد و مدارك موجود يا با جلب نظر كارشناس، وجود خسارت قطعيت يافته و ميزان آن را احراز مينمايد. اما خسارتهاي آتي در صورتي قابل مطالبه هستند كه ورود آنها با ظن قوي مسلم باشد. پس نميتوان بطور كلي بر عدم قابليت مطالبه خسارتهاي احتمالي حكم داد بلكه چنانچه با عقل سليم بتوان خسارات آتي را پيش بيني كرد و ميان خسارت فعليت يافته با خسارات آتي ارتباط برقرار نمود، حكم بر جبران آن خلاف منطق حقوقي نخواهد بود.
مطالبه ضرر و زيان ناشي از جرم بر حسب جرم ارتكابي موجد ضرر به دو گونه است:
1- گاه مقنن به لحاظ اهميت و دامنه گسترش جرم ارتكابي و اثر آن بر نظم عمومي و مصلحت اجتماع، به لحاظ تشديد مجازات مرتكبان، رد مال و جبران ضرر را در رديف مجازاتها ذكر نموده و در اين موارد دادگاه به همراه صدور حكم بر مجازات نسبت به رد مال نيز حكم صادر مينمايد؛ به عنوان مثال در جرم كلاهبرداري، رد مال مورد كلاهبرداري در رديف مجازاتها در ماده يك قانون تشديد مجازات مرتكبان اختلاس، ارث و كلاهبرداري مصوب 1367 قيد گرديده و دادگاه پس از احراز مجرميت در حين صدور حكم، محكوم عليه را به حبس ، جزاي نقدي معادل مال مورد كلاهبرداري و رد مال محكوم مينمايد. در جرم سرقت نيز كه مقنن در ماده 667 قانون مجازات اسلامي مصوب 1375 مقرر داشته چنين است و در كليه موارد سرقت و ربودن اموال مذكور در اين فصل، دادگاه علاوه بر مجازات تعيين شده سارق يا رباينده را به رد عين و در صورت فقدان عين به رد مثل يا قيمت مال مسروقه يا ربوده شده و جبران خسارت وارده محكوم خواهد نمود
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه 3 اسفند1385ساعت 11:55 بعد از ظهر توسط ارام
|